چقدر روح محتاج فرصت هایی است که در آن هیچکس نباشد!!!
با سلام خدمت دوستان عزیز تر از جان
باز هم برگی از دفتر زندگی خط خطی شد و رفت… خدایا این دفتر ما چند برگ است؟…وسطهای دفتر ما سفید است که خود حاکی از غیبت های ماست!!! امید است دیگران که نوشته اند بدهند ما هم کپی بزنیم!!!ا
گر مشتری!! پست های باد کرده وبنوشت باشید تا بحال متوجه شده اید که کمی اینجا سوت و کور است!! بوی تازگی مدتی است که رخت بر بسته!!همه شکایت ها را می پذیریم…
بالاخره هر سرنوشتی محکوم به نابودی است الا انسان..!؟بگذرید و بگذریم که در این 5 ماه چه ها شد… مهم این است که تصمیم به بلند شدن گرفتیم… با تمام قوا تصمیم به ادامه گرفتیم…اما شاید این ادامه هم مدت کوتاهی طول نکشد…در هر صورت سکان هدایت را به مصلح می سپاریم و صحنه را ترک میگوییم…
خدایا ما کمش کردیم….!!!! تو زیاد کن!!!!!
Dear Lord:
Thank you for giving me the strength and the conviction to complete the task you entrusted to me.
Thank you for guiding me straight and true, through the many obstacles in my path and for keeping me resolute when all around seemed lost.
Thank you for your protection and for your many signs along the way.
Thank you for any good that i may have done. I’m so sorry about the bad.

دادا محسن حالمو گرفتی…
زودتر فعالش کنیا ! این پستتم نادیده می گیرم !
سلام.
من که کلا گیج شدم این مطلب جدیدی که نوشتی مثل نامه خودکشی یک نفره، به هر حال امیدوارم که ادامه بدین و فقط به بهتر شدن فکر کنین نه رفتن و جاخالی کردن و نا امیدی.
ممنون ازشما